تبليغاتX
آبی ترین آسمان > اگه بدونم به کجا می رم چطور ممکنه به اونجا نرسم؟

آبی ترین آسمان

مهم نیست قطره باشی یا اقیانوس مهم این است که آسمان در تو منعکس شود!

  آنگاه که بر سپیده دامان نظر افکندم

 

 

  نام تو را آه کشیدم   

 

    

                

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت9:58 بعد از ظهرتوسط راضیه | |

داغ کن - کلوب دات کام

 

خدا یا

رحمتی کن تا ایمان برایم نام ونان نیاورد

وقوتم ده

تا نامم ونانم را در خطر ایمان افکنم . . .

 

 

                                           «علی شریعتی»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آموخته ام

که نگویم ای کاش آن کار را طور دیگری انجام داده بودم،بلکه

بگویم آن را طور دیگری انجام خواهم داد.

آموخته ام

که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید،پس چه طور می شود

که من همه چیز را در یک روز بدست آورم.

آموخته ام

آینده جایی نیست که به انجا می روم بلکه جایی است که خود

آن را به وجود می آورم.

 

 

یه نکته طلایی: من اینا رو نوشتم تا با هم یاد بگیریم

نه این که قبلاًبلد بوده باشمشون

اصلاً چنین منظوری ندارم.همین تکرارشم از نظر من خوبه

از کجا معلوم شاید شماها بلد بودید .

 

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت6:24 قبل از ظهرتوسط راضیه | |

داغ کن - کلوب دات کام

 

 

اگر نمی توانی شاهراه باشی،کوره راه باش

اگر نمی توانی خورشید باشی ستاره باش

با بردن وباختن اندازه ات نمی گیرند

هر آنچه هستی بهترینش باش!

 

                                        "داگلاس مالوچ"

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت9:55 بعد از ظهرتوسط راضیه | |

داغ کن - کلوب دات کام

انّا لله وانّاالیهِ راجِعون

 

بالاخاره بعداز یه مدتی که از وبلاگ نویسیم میگذره تصمیم گرفتم کمی با هاتون درد دل کنم .الان که دارم مینویسم خودمو بیشتر ازهمیشه به مرگ نزدیک می بینم.

ماجرا از جایی شروع شد که تقریباً یه هفته پیش فهمیدم که یکی از همکلاسی های دورۀ راهنماییم تو یه حادثۀ رانندگی وقتی برای ثبت نام ترم دانشگاه می رفته مثل یه گل پرپر شده.

راستش اصلا باورم نشد.همین پارسال بود که اسمشو جزو قبول شدگان داروسازی دیدم. این حادثۀ تلخ باعث شده بیشتر به مرگ فکر کنم .شاید یکی از دلایلش اینه که همسن بودیم وخاطرات زیادی از اون موقع یادم مونده. وقتی که هاله هایی از اون زمانی که همکلاس بودیم تو ذهنم بالاپایین میشن تلخیشو بیشتر احساس می کنم اون وقته که میگم ممکنه الان تو جای اون بودی اون وقت چی میشدو به گذشتم بیشتر فکر میکنم.

هر چند که خیلی ناراحت میشم ولی از خدا می خوام این حادثه هیچ وقت ازیادم نره .از یادم نره که الان میتونستش که من به جای اون باشم.روحش شاد.

به امید این که آسمون دلتون هیچ وقت ابری نباشه واگرم بود ابراش ببارنو دلاتونو ...

 

 

+نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت1:14 بعد از ظهرتوسط راضیه | |

داغ کن - کلوب دات کام