تبليغاتX
آبی ترین آسمان > اگه بدونم به کجا می رم چطور ممکنه به اونجا نرسم؟

آبی ترین آسمان

مهم نیست قطره باشی یا اقیانوس مهم این است که آسمان در تو منعکس شود!

هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .

و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...


و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .

در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .

 

و خدا تنها بود .
هرکسی گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت3:8 بعد از ظهرتوسط راضیه | |

داغ کن - کلوب دات کام

 

 

مردمان بسياري از خوشبختي مي ترسند. براي آنان خوشنودي از زندگي به معناي تغيير

 

 برخي ازعادت ها و از دست دادن حس هويتشان است.

 

مي انديشند: بهتر است از جام نيک بختي ننوشيم

 

 زيرا وقتي خالي شد بسيار رنج خواهيم برد

 

 

 

   از هراس کوچک شدن رشد نمي کنيم .

  از ترس گريستن نمي توانيم بخنديم .

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت2:34 بعد از ظهرتوسط راضیه | |

داغ کن - کلوب دات کام