مهم نیست قطره باشی یا اقیانوس مهم این است که آسمان در تو منعکس شود!
هر کسی دوتاست . و خدا یکی بود . و یکی چگونه می توانست باشد ؟ هر کسیبه اندازه ای که احساسش می کنند ، هست . و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت . عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند . خوبی ها همواره نگرانکه آنرا بفهمد . و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد . و قدرتنیازمند کسی است که در برابرش رام گردد . و غرور در جستجوی غروری است که آنرابشکند . و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور . اما کسی نداشت ... و خدا آفریدگار بود . و چگونه می توانست نیافریند . زمین را گسترد وآسمانها را برکشید ... و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .
و با نبودن چگونه توانستن بود ؟ و خدا بود و با او عدم بود . و عدم گوشنداشت . حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم . و حرفهاییاست برای نگفتن ... حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت . درونش از آنها سرشار بود . وعدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟ و خدا بود و عدم . جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود . با نبودن نتوان بودن .
و خدا تنها بود . هرکسی گمشده ای دارد
و خدا گمشده ای داشت
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت3:8 بعد از ظهرتوسط راضیه |
|
مردمان بسياري از خوشبختي مي ترسند. براي آنان خوشنودي از زندگي به معناي تغيير
برخي ازعادت ها و از دست دادن حس هويتشان است.
مي انديشند: بهتر است از جام نيک بختي ننوشيم
زيرا وقتي خالي شد بسيار رنج خواهيم برد
از هراس کوچک شدن رشد نمي کنيم .
از ترس گريستن نمي توانيم بخنديم .
+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت2:34 بعد از ظهرتوسط راضیه |
|