|
خانه را مرتب کن ! بچه باش.بچه باش ، اما بچه ی زرنگ باش.بچه ی شرور و گیج و خنگ بدرد نمی خورد. تو بچه ی زرنگی باش.پدر چهار تا بچه این ها را گذاشت توی اتاق و گفت این جاها را مرتب کنید تا من برگردم.می خواست ببیند کی چه کار می کند.خودش هم رفت پشت پرده .از آن جا نگاه می کرد می دیدکی چه کار می کند می نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش. یکی از بچه ها که گیج بود یادش رفت . یادش رفت.سرش گرم شد به بازی و خوراکی و این ها. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید. یکی از بچه ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی گذارم کسی این جا را مرتب کند.یکی که خنگ بود، وحشت گرفتش.ترسید.نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا ، بیا این نمی گذارد جمع کنیم ، مرتب کنیم. اما آن که زرنگ بود ، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید پشت پرده .تند و تند مرتب می کرد همه جارا. می دانست آقاش دارد توی کاغذ می نویسد، بعد می رود چیز خوب براش می آورد.هی نگاه می کرد سمت پرده و می خندید.دلش هم تنگ نمی شد.می دانست که همین جاست . توی دلش هم می گفت اگه یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتری می کنم. آخرش آن بچه ی شرور همه جار ریخت به هم دیگر.هی می ریخت به هم هی می دید این دارد می خندد.خوشحال است .ناراحت نمی شود.همه جارا ریخت به هم ، همه چیز که آشفته شد ، آن وقت آقا جان آمد. ما که خنگ بودیم گریه کرده بودیم چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش .خنگ نباش .گیج نباش. نگاه کن پشت پرده رد تنش را ببین و بخند و کار خوب کن. خانه را مرتب کن. -------باران خلاف نیست -----کوروش علیانی -----------
|
About![]()
یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی Archivesمرداد 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 Links
وب سايت تخصصي مهندسي فناوري اطلاعات دانشگاه پيام نور آستانه
انجمن دانشجويان دانشگاه آزاد لاهيجان |