|
بهشت برپا شد ماهی کوچک دچار آبی بی کران بود.آرزویش همه این بود که روزی به دریا برسد. و هزار و یک گره ی آن را باز کند و چه سخت است وقتی که ماهی کوچک عاشق شود. عاشق دریای بزرگ.ماهی همیشه و همه جا دنبال دریا می گشت، اما پیدایش نمی کرد. هر روز و هر شب می رفت، اما به دریا نمی رسید. کجا بود این دریای مرموز گمشده ی پنهان که هر چه بیشتر می گشت، گم تر می شد و هر چه می رفت، دورتر. ماهی مدام می گریست، از دوری و از دلتنگی. و در اشک و دلتنگی اش غوطه می خورد. همیشه با خود می گفت: «این جا سرزمین اشک هاست. اشک عاشقانی که پیش از من گریسته اند؛ چون هیچ وقت دریا را ندیدند؛ و فکر می کرد شاید جایی دور از این قطره های شور حزن انگیز دریا منتظر است.» ماهی یک عمر گریست و در اشک های خود غرق شد و مُرد، اما هیچ وقت نفهمید که دریا همان بود که در آن غوطه می خورد. قصه که به این جا رسید، آدم گفت:« ماهی در آب بود و نمی دانست، شاید آدمی هم با خداست و نمی داند. و شاید آن دوری که عمری از آن دم زدیم، تنها یک اشتباه باشد.» آن وقت لبخند زد.خوشبختی از راه رسید و بهشت همان دم بر پا شد. «عرفان نظر آهاری» پ.ن 1: دیگه نمی دونم چی آرومم می کنه! وقتی یادم می آد که فکر کردم فراموشم کردی! خدا جونم، هنوز هم بهم اهمیت می دی ...هنوزم دعاهامو مستجاب می کنی ... خدایا من زیر آبی ترین اسمونت بودم ولی دنبالش می گشتم ! شکرت خدایا، که از این کری و کوری نجاتم دادی، شکرت! خدا جونم خیلی مهربونی...خیلی ! پ.ن2: راستی عید تون مبارک ...فقط می تونم بگم که حس خوبیه ! حس خوبیه وقتی به قد کشیدن سبزه های سفره ی هفت سین نگاه می کنم ...احساس می کنم یه فرصت طلایی داره میاد به سراغم واسه این که از خدا بخوام : حوّل حالنا الی احسن الحال ! بهترین ها رو برا تون آرزو می کنم ...
دل کاغذی دلم یک ورق پاره ی نازک است دلم را مچاله نکن نگو این که یک کاغذ باطله است به سطل زباله حواله نکن دلم دفتری کاهی است ورق های آن را نکَن زود زود بیا بعضی از صفحه ها را بخوان از اول ببین حرف، حرف تو بود اگر باز از دست من دلخوری بیا این «ببخشید» هم مال تو نرو صبر کن، یک کمی صبر کن بیا اصلاً این دل دلم مال تو عرفان نظر آهاری
خداوندا! سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی ....
|
About![]()
یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی Archivesآذر 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 Links
وب سايت نرم افزار پيام نگار دانشگاه پيام نور آستانه
وبسايت پيام نگار دانشگاه پيام نور آستانه |