تبليغاتX
آبی ترین آسمان > اگه بدونم به کجا می رم چطور ممکنه به اونجا نرسم؟

آبی ترین آسمان

مهم نیست قطره باشی یا اقیانوس مهم این است که آسمان در تو منعکس شود!

 

 

دري در نهايت...

 

زندگي مسيري مستقيم و آسان نيست

كه بي مانع و آزاد سفر كنيم،

بلكه هزارتويي از گذرگاه هاست

كه در آن بايد راهمان را بجويم.

و گاه خود را در كوچه اي بن بست  گيج و گم بيابيم.

 

اما اگر ايمان داشته باشيم

خدا هميشه دري بر ما مي گشايد.

نه دري كه ما بدان انديشيده باشيم،

بلكه دري كه در نهايت،

آن را به سود خود مي يابيم...

 

                                                     اي.جي.كرنين

 

 

+نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت1:5 قبل از ظهرتوسط راضیه | |

 

شيطان مسؤل فاصله هاست

 

 

گفت:«كسي دوستم ندارد. مي داني چقدر سخت است، اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟

تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي. حتي تو هم بدون دوست داشتن ...!»

خدا هيچ نگفت.

گفت:«به پاهايم نگاه كن ! ببين چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار مي دهم. دنيا را كثيف

 مي كنم. آدم هايت از من مي ترسند. مرا مي كشند. براي اين كه زشتم. زشتي جرم من است.»

خدا هيچ نگفت.

گفت:«اين دنيا فقط مال قشنگ هاست. مال گل ها و پروانه ها.مال قاصدك ها. مال من نيست.»

خدا گفت:«چرا، مال تو هم هست.»

خدا گفت:«دوست داشتن يك گل، دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست.اما دوست داشتن يك سوسك، دوست داشتن «تو» كار ي دشوار است.

دوست داشتن،كاري است آموختني؛ و همه كس رنج آموختن را نمي برد.

ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد، زيرا كه هنوز مؤمن نيست، زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته ، او ابتداي راه است.

مؤمن دوست مي دارد، همه را دوست مي دارد؛ زيرا همه از من است و من زيبايم و زيبايي، چشم هاي مؤمن جز زيبايي نمي بيند.زشتي در چشم هاست.در اين دايره هر چه هست، نيكوست.

آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد شيطان بود.شيطان مسئول فاصله هاست.
حالا قشنگ كوچكم! نزديك تر بيا و غمگين مباش "

قشنگ كوچك نزد خدا رفت و ديگر هيچ گاه نينديشيد كه نازيباست...

                                                                                              > عرفان نظرآهاري <

 

 

پ.ن1: اين قد خودمو تو فاصله ي بين خودم  و خودت مقصّر مي دونم كه نخوام گناهمو به گردن شيطون بندازم !!! اگه شيطون مسئول فاصله هاست ديگه نمي خوام فرمانرواي وجودم باشه !!با تمام وجودم مي گم كه نمي خوام!! كمكم كن دلمو از قصر تاريكش نجات بدم ...

 

حرف اضافه: فكر مي كردم تابستون خيلي وقت داشته باشم به اينجا سر بزنم ...ولي تا 7 /8 مرداد درگير پروژه ها و امتحاناي عملي ام ...حالا ترم تابستون و اگه فراموشش كنم...ولي اين جوري خيلي خوب شد  آخه تابستونا خيلي حوصله ام سر مي ره

بخصوص اگه آدم مثل من تنها باشه...هرچند كه ناراحتم تابستون بين من و دوستام فاصله مي ندازه اما خوشحالم كه نصف دوستامو مي تونم اينجا پيدا كنم !! به قول يكي !! نمي دونم مي شناسيدش يا نه ؟! ولي وقتشه كه بگم آره خوب ! (با عرض معذرت از مينا جونم  !!!)

 

                                                                                                           

+نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت2:22 بعد از ظهرتوسط راضیه | |