|
خدايا تو را قسم به بركت گندم زار مرا در اين سال به گونه اي بساز، شكل بده و بتراش تا براي صلح بكوشم هر كجا نفرت است عشق باشم، هركجا كينه است عفو باشم، هركجا يأس است اميد شوم و هر كجا غم است شادي شوم يعني ممكنه؟!!! امسال مي خوام همه رو ببخشم و از ته دل به تمامي موجودات عشق بورزم خدايا عاشقت هستم، مرا دوست بدار پ.ن: می دونم تا آسمان راهی نیست ولی تا آسمانی شدن راه بسیاره
قصه اي به زيبايي نان يك مشت دانه ي گندم، توي پارچه اي نمناك خيس خوردند؛ جوانه زدند و سبز شدند. كمي كه بالا آمدند، دورشان را روباني قرمز گرفت و همسايه ي سكه و سيب شدند. بشقاب سبزه آبروي سفره ي هفت سين بود. دانه هاي گندم خوشحال بودند و خيالشان پر بود از رقص گندم زار هاي طلايي. آن ها به پايان قصه فكر مي كردند؛ به قرص ناني در سفره و اشتياق دستي كه آن را مي چيند. نان شدن بزرگ ترين آرزوي هر دانه ي گندم است. اما برگ هاي تقويم تند ورق خورد و سيزدهمين برگ، پايان دانه هاي گندم بود، روبان قرمز پاره شد و دستي دانه هاي گندم را از مزرعه هاي كوچكشان جدا كرد. روياي نان و گندم تكه تكه شد و اين آخر قصه بود. دانه ها دلخور بودند، از قصه اي كه خدا برايشان نوشته بود. سپس به خدا گفتند:" اين قصه اي نبود كه دوستش داشتيم، اين قصه ناتمام است و نان ندارد." خدا گفت:" قصه ي شما كوتاه بود، اما ناتمام نبود. قصه ي شما، زندگي بود و كوتاهي اش، رسالتتان گفتن همين بود." خدا گفت:" قصه ي شما اگر چه نان نداشت، اما زيبا بود، به زيبايي نان." " عرفان نظر آهاري" پ ن: گندما تازه جوونه زدن و من مثل هرسال قد كشيدنشونو زير نظر دارم با اين تفاوت كه امسال واسه من زيبا تر از هميشه ان...
|
About![]()
یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی Archivesآذر 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 Links
وب سايت نرم افزار پيام نگار دانشگاه پيام نور آستانه
وبسايت پيام نگار دانشگاه پيام نور آستانه |